سیرۀ فاطمی سلام الله علیها
-:- امام زمان(عج) : فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِی أُسْوَةٌ حَسَنَة -:-
از منظر اسلام و قرآن کریم و فرهنگ اهل بیت علیهم السّلام زن دارای مرتبهی بسیار بالا و فوقتصوّری است. زن جلوهگاه جمال الهی است و این مقام، مقام فوقالعاده عظیمی است. از منظر قرآن و اسلام، در مقامات و مراتب کمال انسانی هیچ مرتبهای وجود ندارد که برای مرد دسترسیپذیر باشد و زن از دسترسی به آن محروم باشد. همهی مقامات و کمالات انسانی که یک مرد میتواند به آن نائل شود؛ برای زن هم دسترسیپذیر است و این نکتهی بسیار مهمّی است. علت آن هم این است که کمالات انسانی ناظر بر روح انسان است و در بُعدِ روح، مذکّر و مؤنّثی قابل تصوّر نیست. اگر سخن از مرد و زن و مذکّر و مؤنّث گفته میشود، ناشی از لایههای رویین وجود انسان است. مذکّر و مؤنث، مرد و زن، در جسم و نفس (روان) مصداق و مفهوم و معنا دارد. لذا اگر در همین سالن، همهی ما این قدرت را داشتیم که دو جامه را از وجود خود بیرون کنیم؛ جامهی رویین، بدن و جسم؛ جامهی زیرین، نفس و روان، چیزی که باقی میماند روح انسانی بود و روح انسانی زن و مرد ندارد. لذا اگر ما قادر بودیم چنین کاری را انجام دهیم، دیگر هیچ تمایزی بین حضّار وجود نداشت؛ اصلاً زن و مردی وجود نداشت؛ چون روح نه زن و نه مرد است. کمالات انسانی انسان ناظر بر روح انسان است، نه ناظر بر نفس و روان، یا جسم و بدن او و چون در جنبهی روح و گوهر و حقیقت انسانیِ انسان، زن و مرد یکسانند، به هر مرتبهای از مقامات معنوی و کمالات انسانی که مرد میتواند نائل شود، زن هم عیناً میتواند نائل گردد. اگر مرد میتواند در طریق عبودیّت حقّ متعال به مقام خلیفةاللّهی برسد که اوج قلهی کمال یک انسان است؛ زن هم عیناً با طیّ طریق عبودیّت و بندگی خدا میتواند به مقام خلیفةاللّهی نائل شود. هیچ تفاوتی وجود ندارد. اگر مرد میتواند از راه عبودیّت و طیّ طریق بندگی حقّ متعال به مقام ولایت نائل شود و ولیّ الله شود؛ بی هیچ تفاوتی، زن هم با طیّ راه بندگی و عبودیّت حق میتواند ولیّةالله شود. سرسوزنی تفاوت ندارد. اگر مرد میتواند با طی کردن راه عبودیّت و بندگی حقّ متعال به مقام حجّیّت نائل شود و حجّت خدا شود؛ زن هم با طیّ این طریق میتواند به مقام حجّیّت نائل شود و حجّت خدا گردد. این دیدگاه اسلام راجع به زن است. این منزلت و جایگاه بلندی است که قرآن و اهل بیت علیهم السّلام برای زن قائلاند و بین این دیدگاه با آنچه در فرهنگ مدّعی دنیای امروز وجود دارد؛ تفاوت بسیار است! ......................................... بخشی از سخنان استاد مهدی طیّب پیرامون مقام زن حضرت فاطمه(سلام الله علیها) محبوبترین فرد نزد خداست. روزی امیرالمؤمنین و عبّاس علیهماالسّلام خدمت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم رسیدند و پرسیدند: «یا رَسول اللهِ أَیُّ أَهلِکَ أَحَبُّ إِلَیکَ؟» کدام یک از اعضای خانوادهی شما نزدتان از همه محبوبتر است؟ «قالَ: فاطِمَة»۱ فرمود: فاطمه! محبّت پیغمبر، محبّت نَسَبی و عادیِ بشری نیست. چه حکمتی است؟ پیغمبر چه مقامی در فاطمه (سلام الله علیها) دیده که حتّی در بین اهلبیت که محبوبترین هستند، فاطمه(سلام الله علیها) را از همه بیشتر دوست میدارد؟ فاطمه(سلام الله علیها) را در آغوش میگیرد، میبوسد، میبوید و میگوید من عطر بهشت را از وجود فاطمه(سلام الله علیها) استشمام میکنم؛ «فاطِمَةُ بَضعَةٌ مِنّی»۲ فاطمه(سلام الله علیها) پارهی تنِ من است؛ ادامهی وجود من است؛ بخشی از وجود من است. «فاطِمَةُ شُجنَةٌ مِنّی»۳ فاطمه (سلام الله علیها) شاخهی برافراشتهای است که بر قامتِ منِ رسول الله روییده؛ «فاطِمَةُُ شَعرَةٌ مِنّی»۴ فاطمه (سلام الله علیها) گیسوی من است. در گذشته هم خدمتتان گفتهام؛ اگر موهای سر و ابرویِ زیباروترین زیبارویانِ عالم را بتراشید، از دیدن سیمای او وحشت میکنید؛ چیزی که زیبایی را در سیمای انسان نمودار می کند مو است. پیغمبر میگوید: «فاطِمَة شَعرَةٌ مِنّی» فاطمه (سلام الله علیها) موی من است؛ گیسوی من است. اگر من، أجملِ انبیاء و أجملِ خلق خدا هستم، این جمال و زیبایی به برکت وجود فاطمه(سلام الله علیها) است. «فاطِمَةُ نُورُ عَینَیَّ»۵ فاطمه نور دو چشم من است؛ رسول خدا که «عَینُ اللهَ النّاظِرةِ فی الخَلق» است و چشم خداست، نورِ چشم خدا چیست؟ چشم اگر نور نداشته باشد، نمیبیند؛ آنچه چشمِ خدا را قادر به دیدن میکند نور این چشم است. فرمود: «فاطِمَةُُ نُورُ عَینَیَّ» فاطمه(سلام الله علیها) نور دیدگان خداییِ من است؛ من با نور فاطمه (سلام الله علیها) است که مُلک و ملکوت هستی را میبینم. «فاطِمَةُ ثَمَرَةُُ فُؤادی»۶ فاطمه میوهی قلب من است. قلب رسول الله فرودگاه جبرئیل است. قرآن فرمود: «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمینُ عَلی قَلبِکَ»۷ روح الأمین، جبرئیل قرآن را بر قلب تو فرود آورد؛ جبرئیل تخم وحی و قرآن را در قلب پیغمبر کاشت؛ وقتی این تخم رویید و میوه داد، میوهاش فاطمه (سلام الله علیها) شد. پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «فاطِمَةُ روحیَ الَّتی بَینَ جَنبَیَّ»۸ فاطمه (سلام الله علیها) روح و جان منِ رسول الله است که در کالبدم است. انسان هر هنر و دانش و قدرتی که دارد، وابسته به جان اوست، والاّ وقتی این انسان جان داد و روح و جان از قالب او خارج شد، دیگر نه از علم و دانش او خبری است، نه از قدرت و توانایی او و نه از هنرمندی و فناوری او؛ دیگر هیچ خبری از او نیست، یک جنازهی بیخاصیت میشود. پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم میگوید روح من که در کالبد من است و همهی این کرامت و عظمت را به من بخشیده، فاطمه (سلام الله علیها) است؛ بدون فاطمه (سلام الله علیها) من یک جنازهی مردهام؛ یک پیکر بیجانم. چه بگویم از عظمت فاطمه(سلام الله علیها)؟! این همه سخن گفتیم و به عظمت این بانوی بزرگوار اشاره کردیم، آنچه که برای من و شماست و باید در زندگی عملیمان از آن بهره بگیریم، نقش الگویی فاطمهی زهرا صلوات الله علیها است. حضرت فاطمه صلوات الله علیها فقط برای خانمها الگو نیست؛ برای همهی مرد و زن عالم الگوست. فقط برای مرد و زنِ عادی عالم الگو نیست. امام عصر ارواحنا فداه فرمود: «وَ فِی ابنَةِ رَسُولُ اللهِ لی أُسوَةٌ حَسَنَةٌ»۹ اگر منِ بقیّةاللهالأعظم الگوی نیکوی همهی خلقم و همهی خلایق باید به من اقتدا و تأسی کنند، در وجود فاطمهی زهرا صلوات الله علیها، بهترین الگوست که منِ امام زمان به او اقتدا کنم. فاطمه (سلام الله علیها) مقتدای مقتدای عالم است. امام عسکری علیه السّلام فرمود: «نَحنُ حُجَّةُ اللهِ (حُجَجُ اللهِ) عَلَی الخَلقِ وَ جَدَّتُنا فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَینا»۱۰ فرمود ما أئمّه حجّتهای خداییم بر خلق و جدّهی ما فاطمه(سلام الله علیها)، حجّت خدا بر ماست. فاطمه(سلام الله علیها) در تمام عمر کوتاهِ هجده سالهاش، از دوران طفولیّت تا لحظهی شهادت، یک الگوی تمامعیار برای انسان در همهی تاریخ است. (بخشی از سخنرانی استاد مهدی طیّب در ایّام فاطمیّه 91) ------------------------------------------ 1- مجلسی، بحار، ج 43، ص 68. 2- مجلسی، بحار، ج 43، ص 23، 39، 54 و 76. 3- مجلسی، بحار، ج 43، ص 26، 39 و 54. 4- مجلسی، بحار، ج 43، ص 54. 5- مجلسی، بحار، ج 43، ص 24 و 172. 6- مجلسی، بحار، ج 43، ص 24 و 172. 7- سورهی شعراء، آیات 193 و 194. 8- مجلسی، بحار، ج 43، ص 54. 9- مجلسی، بحار، ج 53، ص 178. 10- عبدالحسین طیّب، تفسیر أطیب البیان، ج 13، ص 225 و بحرانی، عوالم، ج 11، ص 5. از مناسبت های تاریخی که در کتب تاریخ و سیره نقل شده است آن است که در روز سیزدهم ماه جمادی الثّانی یعنی ده روز پس از شهادت حضرت فاطمۀ زهرا سلام الله علیها در سال 64 هجری قمری یعنی 53 سال بعد از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، رحلت فاطمۀ بنت حزام ابن خالد کلابی ملقب به امّ البنین همسر بزرگوار امیرمومنان علیه السلام و مادر عظیم القدر اباالفضل العباس و سه برادر دیگر او که هر چهار از شهدای بزرگوار واقعۀ کربلا هستند، واقع شد. علاوه بر این که امّ البنین سلام الله علیها مادر این چهار تن شهید بزرگوار دشت کربلاست، ائمه فرمودند مادر ما هم هست. لذا مادر امام عصر ارواحنا فداه هم هست. این است که رحلت این مادر بزرگوار، همسر عظیم القدر امیرالمومنین علیه السلام را به محضر حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه و همۀ دلدادگان خاندان رسالت و امامت تسلیت عرض می کنم. ازدواج امیرالمومنین با امّ البنین چهارده سال بعد از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها رخ داد. تاریخ ازدواج امیرالمومنین و فاطمۀ کلابیه را جایی نیافتم، اما به اعتبار تاریخ تولد حضرت اباالفضل علیه السّلام بزرگ ترین فرزند آن دو بزرگوار که در سال بیست و شش هجری قمری است، می توان سال بیست و پنج هجری قمری را سال این وصلت تلقی نمود. این بانوی بزرگوار، این شخصیت بسیار والامقام، مورد احترام و تجلیل همۀ ائمه علیهم السلام است. همۀ ائمه بر حق و مقام بلند و بزرگ او شهادت داده اند و بر او درود فرستاده اند. ایشان علاوه بر این که مادر این چهار پسرِ امیرالمومنین علیه السلام(عباس، جعفر و عبدالله و عثمان) بود، ائمه فرمودند: ام البنین مادر ما هم هست و فرمودند هر که از ام البنین درخواست بکند و متوسل به او شود، امّ البنین به او برکت می دهد و امید درخواست کنندگان را ناامید نمی کند؛ او صاحب کرم است، صاحب برکت است... نقل شده که امام زمان علیه السّلام فرمودند از خدا درخواست کنید، که به اذن خدا و به حرمت امّ البنین خواسته تان از جانب پروردگار به شما عطا خواهد شد. وی جایگاه بسیار بلندی دارد. این بانوی بزرگوار، این همسر والامقام امیرالمومنین علیه السلام در سال 64 هجری قمری، یعنی سه سال بعد از واقعۀ عاشورا و 24 سال بعد از شهادت امیرالمومنین علیه السلام در سال 40 هجری قمری، بعد از عمری پربرکت، در کهنسالی از دنیا رفت و در قبرستان بقیع در نزدیکی قبر امام مجتبی علیه السلام به خاک سپرده شد. امروز هم قبر او مزار عاشقان اباالفضل العبّاس و امیرالمومنین علیهماالسلام است و کسانی که به قبرستان بقیع مشرف می شوند، مرقد مطهر او را زیارت می کنند و خاطرۀ آن همه بزرگواری و کرامت این بانوی بزرگوار را تجدید می نمایند. صلوات خدا و سلام خدا و ملائکۀ الهی و انبیاء و اولیاء بر این بانوی گرامی امّ البنین علیهاالسّلام باد! اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و در مورد متن زیارت حضرت امّ البنین... یکی از بزرگان اهل معنا نقل می کرد که «یک بار عتبات مشرف بودیم و به مسجد کوفه رفتیم. هر بار که به مرقد مطهر ائمه علیهم السلام یا به اماکن منسوب به اهل بیت علیهم السلام مشرف می شدیم عنایات باطنی نصیبم می شد، اما آن سفر هیچ اتفاقی نیفتاد. هر جا برای زیارت رفتیم هیچ دریافت خاصی، هیچ اشاره و عنایت خاصی نبود. لذا یک مقدار دلگیر و دلخور بودم که این سفر آنی که ما می خواستیم نشد! یک بار به مسجد کوفه رفتیم. (مسجد کوفه دو محراب دارد. یک محراب داخل شبستان است که خیلی هم زیبا آن را تزیین کرده اند و غالبا توجه ها به سمت آن محراب به عنوان محراب شهادت امیرالمومنین علیه السلام است. یک محراب هم بیرون، سمت چپ آن شبستان هست (وقتی رو به قبله می ایستیم) که معروف به محراب تهجد است. محراب اصلی همین است و غالبا افراد نسبت به آن محراب کم اعتنا هستند. محراب شهادت حضرت محراب ساده است، نه محرابی که برایش ضریح درست کرده اند و تزیین شده است.). برای خواندن دو رکعت نماز و توجه به آنجا رفتیم و نگاه من به تابلویی که آنجا قرار داده بودند افتاد. (حالا چه کسی آن تابلو را آنجا قرار داده بود معلوم نبود!) و روی آن زیارت نامه ای خطاب به امّ البنین سلام الله علیها نوشته شده بود (در حالی که آنجا باید قاعدتا زیارت امیرالمومنین علیه السلام نوشته شود!)» این برای آن بزرگوار خیلی غیرعادی بود که داستانش چیست. ایشان متن زیارت نامه را یادداشت کرده بودند که آن را می خوانیم. متن بسیار لطیف و قشنگی است؛ ان شاءالله همۀ ما در آستانۀ رحلت این بانوی بزرگوار، این همسر جلیل القدر امیرالمومنین علیه السلام و مادر بزرگوار اباالفضل العباس علیه السلام و مادر ائمۀ هدی علیهم السلام، نیت کنیم و توجه هایمان را ببریم کنار مزار با خاک یکسانِ ام البنین در قبرستان بقیع و آن بزرگوار را با این عبارات زیارت کنیم. در هیچ کتابی به این زیارت برنخورده ام، این عنایت خاصّی بوده که به آن بزرگوار شده بوده و از طریق ایشان خدا لطف کرده و دارد به ما هم می رسد: بسم الله الرّحمن الرّحیم السّلام علیکِ یا امّ البنین السّلام علیکِ یا من اختارها الله للحسن و الحسین علیهماالسّلام، السلام علیکِ یا من اختارها الله زوجة لامیرالمومنین علیه السلام، السلام علیِکِ یا من رأت زینب و ام کلثوم و الحسن و الحسین علیهم السلام، السلام علیکِ یا من وفت بتربیة اولاد امیرالمومنین، السلام علیکِ یا من فدت اولادها لنصرة الحسین علیه السلام، السلام علیکِ یا من سمّاها الامام علی علیه السلام وفیّة القلب و الیقین، السلام علیکِ یا وفیّةً بمحبّة الحسین علیه السلام و علی بعلکِ امیرالمومنین و علی قمر بنی هاشم العباس علیه السلام الذی فدی العین و الیدین دون الحسین علیه السلام، السّلام علیکِ و علی عبدالله الذی فدی نحره دون الحسین علیه السلام و کان شجاعا بشجاعةِ امیرالمومنین، السلام علیکِ و علی جعفرٍ الذی سمّاهُ علیٌ علیه السلام شجاعُ بدرٍ و حنین، السلام علیکِ و علی عثمان الّذی اعانَ الحسین علیه السلام حین قُتِل قبله و بکا علیه الحسینُ علیه السلام، السلام علیکِ یا امّ البنین، بورکتِ بمن دعاکِ و لن تُخیّبی ظنّ الطّالبین، السلام علیکِ یا مدفونةً عند الجسد الحسن علیه السلام بجانب ائمةِ البقیع علیهم السلام، السلام علیکِ المحزونةُ علی الحسین علیه السلام و لم تحزن علی مقطوع الیدین اباالفضل علیه السلام الذی فدی نحره و العین، السلام علی من ظلّت حائرةً عند ما سار الحسین علیه السلام، السلام علی من بکت علی الحسین علیه السلام و لم تبکی علی البنین، السلام علی من تری یتامی اباالفضل العباس علیه السلام و تنظر لمجیء یتامی الحسین علیه السلام، السلام علی من لُقّبت بامّ البنین سلام الله علیها بوداع الحسین علیه السلام، السلام علی من قال لها علیٌّ علیه السلام بارکَ الله فیکِ یا ام البنین (سلام الله علیها)، السلام علی من تورّمت اقدامها من السّوال علی الحسین علیه السلام، السلام علی من توجّهت الی دار زینب سلام الله علیها عند ما رجعت من المَسیر، السلام علی من فقدت اربع بنین و لم تسال علیهم و تقول این الحسین علیه السلام الذی کان یقول لها بارک الله بجنانک یا امّ البنین، السلام علی من شهقت و اغمی علیها و فقدت بصرها فی ذبح الحسین علیهاالسلام، السلام علی من ترأت الدّم یفور و یخرج من قارورة الحسین علیه السلام، السلام علی من قالت این ولدی الحسین علیه السلام و لم تسال علی البنین، السلام علی من قالت سافدی الیک البنین، السلام علی من وصّت اولادها بحفظ زینب علیهاالسلام، السلام علی من لقّبت بلقب الزّهراء علیهاالسلام فی بیت امیرالمومنین، السلام علی من قال فیها الامام زین العابدین علیه السلام لها عظّم الله اجرک یا ام البنین، السلام علی من وردت علی زین العابدین علیه السلام و قالت اخبرنی بولدی الحسین، السّلام علی من قالت السّلام علیک یا اباعبدالله الحسین، السّلام علی من مدحها الامام الصّادقُ علیه السلام و قال فدت اربعا و لم تُبالی کی تحرص علی الحسین، السلام علی من قال فیها الامام الرضا علیه السلام فی مصابها عظّم الله اجرک یا ام البنین علیها السلام و شهد حقّها التّسعة المعصومین علیهم السلام و وفدت الزهراء علیهاالسلام بذبح الاربع دون الحسین، السلام علی من قال الامام صاحب الزمان علیه السلام اطلبوا سیعطیکم الله ما تطلبون باذنه تعالی و بجاة امّ البنین علیهاالسلام، السلام علیکِ یا ام البنین و ام السادة الطیبین الطاهرین من نسل امیرالمومنین علی ابن ابی طالب ، السّلام علیکِ و علی امکِ و ابیکِ و رحمة الله و برکاته» ............................................................... بخشی از سخنان استاد مهدی طیّب پیرامون رحلت حضرت امّ البنین(سلام الله علیها)





» حضرت زهرا(سلام الله علیها)، در کلام رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم)
» 13 جمادی الثّانی:رحلت حضرت امّ البنین سلاماللهعلیها (64 ق)
» به جان منِ علی قسم که اگر فاطمه نبود، منافقین گمراه شناخته و رسوا نمیشدند
» بنگر به «باب حطّه» و چیزی دگر مگو
» شناخت عرفانی حضرت زهرا (س) - قسمت پایانی
» شناخت عرفانی حضرت زهرا (س) - قسمت دوّم
» شناخت عرفانی حضرت زهرا سلام الله علیها
» سخنان استاد مهدی طیّب(حفظه الله تعالی) پیرامون عید نوروز
» سیمای همسر فرعون *
| Design By : Pichak |



